کسب و کار اجتماعی یا کار آفرینی اجتماعی یاحالا هرچی که هست…

سخت به این فکر بودم که چطور این موضوع رو به مهندسی ارتباط بدم و تصمیم گرفتم این کار رو  تنها با گفتن این جمله انجام بدم : از مهندسین انتظار میرودبیش از آنچه وظیفه دارند انجام دهند. در ادامه با من باشین تا در مورد این عنوان توضیح بدم…

در حقیقت ماجرا برای من از داشتن چند دوست کار آفرین و علاقه شخصی به این مطلب شروع شد و بعد از اون با خوندن کتاب جهان بدون فقر اثر محمد یونس با نوع جدیدی از کار آفرینی آشنا شدم که بهش میگن کار آفرینی اجتماعی! و نوع بیزینسش رو هم میگن کسب و کار اجتماعی! ماجرای کتاب از این قرار بود که محمد یونس استاد اقتصاد (اگر اشتباه نکنم) یکی از دانشگاه های آمریکا بود و بعد از چند سال به وطن خودش بنگلادش برمیگرده و به طور اتفاقی متوجه میشه روستاییان فقیر منطقه برای اشتغال داشتن مجبور به نوعی نزول گرفتن از برخی افراد شدند و این امر باعث ایجاد یک چرخه دائمی گرفتاری در بدبختی و فقر برای اونها شده. محمد یونس تمام بدهی های اونها رو که در حدود ۲۰ دلار بوده پرداخت میکنه و برای رها شدن مردم از این وضعیت به این فکر می افته که یک گروه کوچک تشکیل بده و به افراد مطمئنی که میشناسه برای سرمایه اولیه کار وامی با سود بسیار کم بده و البته علاوه بر این به اونها کمک و مشاوره بده که چطور اشتغال داشته باشند. این گروه کوچک نهایتا پس از ماجراهای طولانی تبدیل به بانک گرامین (گرامین در بنگلادش به معنای روستا) میشه و به همون سبک فعالیت ادامه میده و رشد میکنه تا حدی که یکی از شرکت های اقماری اون بزرگترین سرویس دهنده خدمات تلفن همراه در بنگلادش میشه و با شرکت هایی نظیر دانون  همکاری میکنه. (اگر روی بطری های آب معدنی دماوند رو بخونین میبینید که اونها هم مال شرکت دانون هستن. این شرکت یکی از غول های صنایع غذاییه!)

ویدئو از سایت یوتیوب هستش و باید وی پی ان نیاز دارید.

تعریف کار آفرینی اجتماعی

کار آفرینی اجتماعی نوعی کار آفرینی است که منجر به کسب کاری میشه که نه تنها سود آوره بلکه یک مشکل اجتماعی رو هم حل میکنه! به عنوان مثال بانک گرامین به عنوان یک بانک سود آوره و علاوه بر اون به کاهش نرخ فقر در بنگلادش کمک بسیاری کرده تا جایی که محمد یونس رو به جایزه نوبل رسوند. در حقیقت شما باز هم پول در میارید اما هدف تنها پول نیست، بلکه بهبود شرایط دنیاست و این میتونه شامل هر موضع مهمی باشه، گرمایش زمین، زباله های دریا، فقر، بهداشت و …

گرچه این نوع کارها چیز جدیدی نیستند اما پایه ریزی کسب و کاری که بر این اصول استوار باشن به زعم من چندان قدمتی ندارند. البته همیشه حرکت های مشابهی بودند به عنوان مثال در ایران آدامس بایودنت در ازای خرید ادامس بخشی از هزینه دندان پزشکی کودکان فقیر رو تقبل میکنه اما این صرفا یک حرکت جابی برای مجموعه است و هدف اصلی کماکان فروختن آدامس و سودآوریست. ( البته من ایرادی نمیگیریم خیلی هم عالیه)

بگذارید یک چشم انداز بهتون نشون بدم. من همیشه موقع گرفتن پول از عابر بانک دکمه عدم دریافت رسید رو میزنم برای صرفه جویی در مصرف کاغذ حالا فرض کنین یک استارتاپ باشه که صابون تولید بکنه و  به جای استفاده از پلاستیک برای بسته بندی از کاغذ استفاده کنه و معتقد باشه با این کار به کاهش آلودگی زمین کمک میکنه و خب طبعا نرخ محصول هم با سایر شرکت ها برابره یا حتی ممکنه فقط کمی بیشتر باشه. شما محصول کدوم شرکت رو خریداری میکنید؟؟ من بسته بندی کاغذی رو انتخاب میکنم یا حتی اگر میشد بدون بسته بندی رو مثل کاری که شرکت LUSH انجام داده. لوازم آرایش بدون بسته بندی میفروشه و خیلی هم کیف میکنه.

مساله بعد در باره شغل هاست. حقیقت اینه که جنبه مالی یک شغل همه چیز نیست. طبق تحقیقات انجام شده رضایت شغلی عامل مهمی در انتخاب شغل محسوب می شود حتی گاهی قوی تر از حقوق و مزایا. مردم دوست دارند شغلی داشته باشند که در اون احساس مفید بودن داشته باشن و این دقیقا همون چیزیه که شرکت هایی که کار آفرین اجتماعی هستند به اونها هدیه میکنند. یک هدف والا برای انجام دادن و نقش داشتن در یک امر مهم. حداقل توی آمریکا نشون داده شده که با توجه به افزایش نرخ اشتغال، کارکنان ترجیح میدن که توی چنین شرکت هایی کار کنند.

بلافاصله بعد از خوندن کتاب جهان بدون فقر کتاب دیگه ای به دستم رسید به نام فقط برای تفریح کتابی درباره لینوس توروالدز خالق سیستم عامل لینوکس. ( کتابی فو العاده با ترجمه عالی جای از وبلاگ جادی دات نت). سیستم عامل لینوکس یکی از قوی ترین سیستم عامل های دنیاست و تقریبا اکثر سرور های دنیا از این سیستم عامل استفاده می کنند. ( من خودم چند بار نصب کردم و لذت بردم ازش اما به خاطر نرم افزار هایی که مجبورم استفاده کنم برگشتم به ویندوز) ماجرای کتاب از این قرار بود که لینوس به عنوان یک گیک به صورت تفریحی شروع به ساخت یک سیستم عامل میکنه و اون رو رایگان در اختیار مردم قرار میده و نکته جالب اینکه شرکت های دیگه ای مثل گوگل با ساخت نسخه های خاصی از این سیستم عامل (اندروید) پول در میارن اما لینوس از این بابت پولی دریافت نمیکنه.
شاید نشه اسم این حرکت لینوس رو کار آفرینی اجتماعی گذاشت و شاید اصلا هدف هم این نبوده اما چیزی در پس زمینه هر دو تفکر وجود داره که ناخود آگاه باعث میشه این دو موضوع در ذهن من کنار یکدیگر قرار بگیرند. هد دو سود چندانی نمیکنند اما جهان رو به طور انکار ناپذیری تغییر دادند.

چطور کار آفرینی اجتماعی کنیم؟

خب اگر تصمیم دارید یک کار آفرین اجتماعی باشید  و نمیدونید از کجا باید شروع کنید شاید این چند خط بهتون کمک کنه:

  1. دغدغه خودتون رو پیدا کنید. راجع به چه موضوعاتی نگران هستید. چه چیز هایی برای شما اهمیت داره و به چه چیز هایی علاقه دارید. مثلا شما نگران این هستید که تمام بچه های دنیا بالشت داشته باشن؟
  2. مشکل کار رو پیدا کنین: هیچ چیزی کامل نیست ( حتی محصولات اپل). باید مشکل رو پیدا کنید چه خلا هایی در محصولات یا سرویس های دیگه وجود داره. مشکل این شهر یا روستا یا شرکت یا هرچی کجاست؟
  3. نقاط قوت و مهارت های خودتون رو مشخص کنین:  این که چطور توانایی های شما میتونن برای انجام این ماموریت کمک کنند و خوبی این کار اینه که نقاط ضعف خودتون رو هم پیدا می کنید. این کار باعث میشه بدونید برای انجام کار به چه افراد دیگری نیاز دارید.
  4. یک بیزینس مدل بنویسید: کسب و کار های اجتماعی انجمن های خیریه نیستند! باید درآمدزایی و رشد کنند. یک نقشه راه میتونه کمک بسزایی در این مورد باشه.

چند نمونه

  1. wellwater
    این شرکت با تصفیه آب های ارسنیک دار روستاهای نیجریه به مردم منطقه آب آشامیدنی سالم میرسونه. شما با یک گالن آب تصفیه نشده میرید اونجا، یک گالن آب تصفیه شده دریافت میکنید و مبلغ ناچیزی هم پول میدید. این شرکت امکانات بهداشتی و رفاهی هم فراهم میکنه مثل ساخت توالت یا …
  2. oliberte
    یک شرکت تولید کفش که از حقوق کارگران در آفریقا کمک میکنه. تمام این کفش ها در آدیس آبابای اتیوپی تولید میشن. این شرکت در سال ۲۰۱۲ تاسیس شد و در سال ۲۰۱۳ اولین شرکت تجارت عادلانه کفش در دنیا شناخته شدند.
  3. lstn
    این شرکت هم عواید فروش ناشی از هدفون ها و اسپیکر هاش رو میده تا برای افرادی که ناتوانند سمعک تهیه بشه.
  4. loveyourmelon
    یک برند پوشاک هستش که به کدکان سرطانی که موهاشون میریزه کلاه ای شیک میده.و نیمی از درآمدش رو هم به شرکای خیریه اش میده برای مبارزه با سرطان کودکان.

اعتقاد شخصی:

وقتش رسیده دست از خودخواهی های پول پرستانه خودمون برداریم و نگاهی دقیق تر به همه چیز بندازیم. باید جلوی رشد مشاغل کاذب رو گرفت مشاغلی که هیچ منفعتی به کسی نمیرسونن و دستاورد مهم و مفیدی هم ندارند. شرکت هایی که فقط به فکر پول درآوردن هستند.اونها هوا رو آلوده میکنند آب رو آلوده میکنند محیط زیست رو از بین میبرن مالیات نمیدند چیزهایی تولید میکنن که نیازی بهشون نداریم و به زور تبلیغات اونها رو تو کله ما فرو میکنند.


پی نوشت:

دانلود کتاب فقط برای تفریح
دانلود کتاب جهان بدون فقر

This Article Has 2 Comments
  1. ندا محمدحسینی گفت:

    سلام ای کاش کتاب رو هم قرار می دادین در سایت چون نایاب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *