تجربه کاربری در ساخت و ساز

حقیقتا چندان در مورد درست بودن این تیتر مطمئن نیستم اما مطمئنم در نظر گرفتن هدف، کاربری و طراحی امری ضروری در ساخت هر چیزیست. در این مطلب اشاره خواهم کرد به  بخشی از خاطرات دانشگاهی خودم در درس مبانی معماری و شهر سازی که توسط مهندس سعید مدقق تدریس می شد.

اصطلاح تجربه کاربری یا user experience واژه ای است که این روزها بیشتر در گفتگو های طراحان اپلیکیشن یا سایت های اینترنتی شنیده و یک امر بسیار مهم تلقی می شود. به طور ساده تجربه کاربری یعنی دستگاه یا سایت یا اپلیکیشن یا هر چیز دیگر آنطور کار کند که مصرف کننده انتظار دارد. به عنوان مثال کلید های ولوم موبایل ها به صورت استاندارد اینطور طراحی شده اند که با کلید پایین صدا کم و با کلید بالا صدا زیاد بشود. این انتظاریست که شما پس از دست گرفتن هر نوع گوشی تلفن همراهی دارید. حال اگر تلفنی بر عکس کار کند و با فشار دادن دکمه بالا صدا کم و با فشار دادن دکمه پایین صدا زیاد بشو در اصطلاح می گوییم این وسیله تجربه کاربری خوبی ارایه نمی دهد. دستگاه خراب نبست اما کار کردن با آن عذاب آور است. در واقع تجربه کاربری خوب آن چیزیست که شما انتظار دارید در وسیله یا فضای مورد نظر داشته باشید و به طور درست، راحت  و مطابق حدس شما کار کند.

آنچه که ما با آن سر و کار داریم دقیقا چیزی نیست که طراحان سایت ها و اپلیکیشن ها ارتباطی با آنها داشته باشند اما در بنیادی ترین حالت ما هم می توانیم از این نگرش استفاده کنیم.

چند مثال شخصی از تجربه بد کاربری

  • فروشگاه های همواره تخفیف افق کوروش شاید برای همه نامی آشنا باشد. در شهر من به تازگی یک شعبه از این فروشگاه افتتاح شده است آن هم در بهترین خیابان شهر و نبش یکی از شلوغ ترین چهار راه ها. انصافا فروشگاهی عالی با قیمت های مناسب و محیطی دلچسب به همراه برخورد خوب کارکنان. یک طراحی عالی و حساب شده برای فروشگاه اما یک مشکلی وجود دارد! و به نظر من مشکل بسیار بزرگی هم هست. جای پارک!!
    غالبا ما اینگونه عمل میکنیم که هنگام مراجعه بع فروشگاه های بزرگ و زنجیره ای سبدی از محصولات متنوع خرید میکنیم به طوری که برای حمل آنها باید سبد را تا کنار صندوق عقب خودرو بکشانیم. حال تصر کنید شما با کلی خرید در دست باید فاصله دو کوچه را طی کنید تا به خودرور برسید و بعد دوباره همین مسافت را برگردید تا سبد را سر جای خودش قرار بدهید. چیزی فراتر از عذاب کشیدن. و تازه شما خوش شانس بودید که توانستید قبل از ساعات شلوغی به فروشگاه برسید و جای پارک پیدا کنید.

 

  • مثال بعد از گفته های استاد دانشگاهم خواهد بود. فرض کنید در جلسه خواستگاری نشسته اید و به اقتضای شرایط و فشار های عصبی نیاز دارید به سرویس های بهداشتی مراجعه کنید. از صاحب خانه میخواهید که شما را راهنمایی کند و او دقیقا دری را نشان میدهد که کنار محل نشستن شماست. بعله در سرویس های بهداشتی به داخل فضای اصلی حال باز می شود. شما خودتان بقیه ماجرا را تصور کنید.

 

  • مورد بعد یک بلوار است که در سرتاسر آن حتی یک دور برگردان یا بریدگی وجود ندارد! خدا نکند که مسیر را اشتباهی رفته باشد چون مجبور خواهید شد تا انتها به همان مسیر اشتباه ادامه بدهید.

اینها همه نمونه هایی از طراحی های نا مناسب هستند که در ظاهر همگی شیک و عالی و زیباست اما در هنگام بهره برداری مشکلاتی دارند. اما چطور میتوان از به وجود آمدن چنین مشکلاتی جلوگیری کرد. راه حل نسبتا ساده است.

 

تام هُلد از یک مثال جالب یاد می کند.تصویر بالا محوطه دانشگاه کالیفرنیا را نمایش می دهد.به مسیر های پیاده رو در دایره مرکزی توجه کنید. کمی غیر متعارف به نظر می رسد آن هم برای جایی که قطعا معماری از پیش تعیین شده ای داشته است اما واقعیت این است که این مسیر ها ساخته ذهن معماران نیستند.

ماجرا این است که پس از ساخت دانشگاه هیچ مسیری در حیاط مرکزی آن تعبیه نشده بود. آنها اجازه داده بودند تا رفت و آمد دانشجویان مسیر نشانه های مسیر درست را به آنها نشان بدهد. دانشجویان باهوش هستند و همیشه عجله دارند پس کوتاهترین و بهترین مسیر را انتخاب می کنند! دقیقا همان چیزی که باید باشد. و نهایتا تصویر فوق مسیر هایی است که چند صد دانشجو به طور روزانه پیموده اند و مسولین دانشگاه آن مسیر ها را سنگ فرش کرده اند.

البته باید به این نکته هم توجه داشت که این مسیر ها می توانند در طول زمان تغییر کنند به عنوان مثال تصویر زیر نمایی از یک فضای سبز در دو تاریخ متفات را نشان می دهد. به محل های علامت گذاری شده توجه کنید. در عکس سمت چپ چمن ها کاملا یکدست هستند و در سمت راست یک مسیره پیاده رو به طور مورب در آن ایجاد شده است. اما چرا؟

پاسخ در بالای تصویر نهفته شده است. در بالاترین قسمت تصویر یک استادیم ورزشی وجود دارد که در عکس سمت چپ در حال ساخت و در عکس سمت راس مدتی پی از اتمام آن نشان داده شده است. علت وجود مسیر پیاده در وسط چمن ها همین استادیوم است. تماشاگران حاضر نیستند برای رسیدن به استادیوم حاشیه خیابان را دور بزنند و زمان خود را تلف کنن در عوض ترجیح می دهند از میانه چمن ها به مسیر خود ادامه دهند.

محیط های شهری همواره پویا هستند ممکن است ساخت یک فروشگاه یا سالن سینما یا پارک شیوه رفتار و زندگی مردم در منطقه را تغییر دهد و این وظیفه طراحان است که همواره به دقت به این تغییر ها و رفتار ها نگاه کنند تا بهترین طراحی ممکن را انجام دهند. گاهی اوقات آنچه که مصرف کنندگان انجام میدهند با آنچه که ما تصور میکنیم متفاوت است. تام هلد معتقد است که در برخی موارد ما نیاز داریم تا یک نمونه از طراحی خود را به طور آزمایشی به اجرا بگذاریم تا ببینیم مردم چگونه با آن رفتار می کنند و سپس افدام به طراحی نهایی کنیم.

Be the first to comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *